بانوی قصه | Lady of the story

چِشم هآ سآکِت اَند..اَمآ اَگَر دَرکِشآن کُنی...دُنیآرآ بِ آتَش میکِشَند :(

بانوی قصه | Lady of the story

چِشم هآ سآکِت اَند..اَمآ اَگَر دَرکِشآن کُنی...دُنیآرآ بِ آتَش میکِشَند :(

بانوی قصه | Lady of the story

من اگه سیندرلا هم بودم..
وقتی کفشمُ جا میذاشتم..
شاهزاده میگفت به من چه..میخواست جا نذاره :)
#نیمچه نویسنده :)
My Instagram: shiiva_alizade

پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
25
Dey 96

بعد از تمومِ اتفاقاتِ درهم و پَرهم امروز تو مَدرسه ،زنگ آخر این سوگندِ بووووووووووق بآزوم رو گاز گرفت..هنوز ک هنوزِ دارم میمیرم از درد :(

البته تقصیرِ خودمم بود ولی خُب با دیدنِ قیافشُ و شنیدنِ حرفاش شما هم بودین اجازه میدادین :))

_خواهش میکنم یه گآز کوچولو

+نه کبود میشه دستم مامانم شک میکنه

_ نه قول میدم کبود نشه

+درد میاد بابا ول کن

_شیوا کوچولو دیگه..گفتی ول کن ول میکنم

+آرععععع ول کرده بودی

_میگم قول دیگه بگم قول جدی قول میدم

+یواش؟

_ دردنمیاد

باؤ اول ک گآز گرفت وقتی فشار داد همچین زدم تو سرش ک ول کرد..

تازه با کلی پروو بآزی میگم درد نداشت اصلا ک..

گیر داد یه بار دیگه

_ نزن تو سرم ک وحشی بگو ول کن

+ :))))) خا

اینرفعه بیشتر تحمل کردم بعد با افتخاررررررر عکس هم میگیره

هیچی دیگه چشمتون روزِ بد نبینه دوتا جای دندون کبود رو بازومِ

از ترس تو خونه آستین بلند میپوشم :)

-

96/10/25
ShIvA

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">